شاخصهای زیر بعنوان معیارهائی ازتوسعه واهداف كشورهای درحال توسعه می باشد كه ازنظر جهانی قابل قبول همه می باشد:

درآمد خانوارها باید به حد كافی باشد ، به طوری كه بتوانند بسته معیشتی خودرا كه شامل حداقل غذا ، سرپناه ، پوشاك ، كفش وبهداشت ودرمان می شود رافراهم كنند.

برای سرپرستان خانوارها ، كار ، وجودداشته باشد ، اشتغال وكارنه فقط تضمین كننده حداقل معیشت برای افراد می تواند باشد بلكه بدون داشتن كاروشغل افراد نمی توانند استعدادهای خودرا بروزداده وآنهارا شكوفا كرده ودرزندگی ازنظرمادی ومعنوی پیشرفت كنند. كارموجب اعتماد به نفس وبروز احساس نشاط وشورزندگی درافراد می شود.

افزایش دسترسی افراد به آموزش وازدیاد نرخ باسوادی درجامعه.

برخورداری عموم افراد جامعه از امكان وفرصت مشاركت دراداره جامعه وحكومت.

استقلال ملی به این مفهوم كه سایر دولتها به میزان زیادی نتوانند برتصمیمات دولت ملی نفوذ وتاثیر به سزا داشته باشند.

همین كه در رسیدن به اهداف اقتصادی پیشرفتهائی به وجود آید سوء تغذیه ، بیكاری ونابرابری درآمدها ونرخ بیسوادی وسوء بهداشت كاهش می یابدو اهداف سیاسی وفرفرهنگی از اولویت واهمیت بیشتری برخوردار خواهند شد.

آنچه كه مهم است این مطلب می باشد كه توسعه فرایندی چندبعدی ودربرگیرنده مجموعه ای از اهداف است . توسعه دربرگیرنده ابعاد گوناگون اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی به معنای وسیع آنها می باشد.

نكته مهم دیگر میزان وزن واهمیتی است كه باید به این اهداف داد كه این وزنها جنبه های ارزشی داشته واز دیدگاه نظامهای مختلف ، از اعتبار وشان متفاوتی برخوردارند . این نكات موجب می شود تعیین درجه ومیزان توسعه یافتگی كاری مشكل ودشوارگردد.

تاثیر اینترنت درافزایش تجارت

شواهدی از کشورهای پیشرفته وصنعتی نشان می دهد ، اگر اینترنت راه ورود به بازارهای جدید را ازطریق کاهش ارتباط وهزینه ها هموارسازد ، این امکان وجودخواهد داشت که صادرات کالاها وسرویسها هم آسانتر شود. به بیان دیگر دسترسی به اینترنت ، صادرات را از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند افزایش می دهد وموجب ترغیب این کشورها برای تولید کالا می شود وفراتر ازآن ، تحلیلگران معتقدند سیاستهای وابسته به نظارت بر مخابره ازراه دور تاثیر می گذارد ورواج اینترنت ، به طورغیر مستقیم بر تجارت تاثیرگذار است وبر اهمیت سرویس های رقابتی احتمالی کاهش کنترل دولتی درصنعت مخابره ازراه دور تاکید دارد.به هرحال مشخص است شواهدی ازسراسر دنیا بیان کننده یک ارتباط بین اینترنت وجهانی شدن آن است ، کشورهائی که صادرات بیشتری انجام می دهند تمایل بیشتری درنفوذ اینترنت درمملکت خود نسبت به دیگر کشورهائی که صادرات می کنند ، دارند. اینترنت ممکن است درکشورهای پیشرفته ودرحال پیشرفت به طورجداگانه تاثیرگذار باشد که نفوذ اینترنت قاطعانه با صادرات ازکشورهای درحال پیشرفت به کشورهای پیشرفته وابسته است ، به نظر نمی رسد نفوذ اینترنت با صادرات از کشورهای پیشرفته به دیگر کشورهای پیشرفته ویا به کشورهای درحال پیشرفت لازم وملزوم هم باشد.رفتار صادرکردن واستفاده از اینترنت سازگاری با ارتباطاط کشور منطقه، دادو ستدهای درحال پیشرفت وتحولات اقتصادی که با صادرات همراه است همگی کاملا" متفاوت ازدیگر داد وستدهائی که از اینترنت برای ارتباط مشتریان وفروشندگان استفاده می شود ، است .صادرکنندگان ممکن است به اینترنت متصل باشند ، زیرا نسبتا" یک روش مقرون به صرفه را برای ارتباطات جهانی ازطریق تلفن ویا فکس فراهم می کند.هزینه های اتصال به اینترنت درمسافتهای محلی ویا دور بسیار بالاتر از هزینه های اتصال جهانی خصوصا درکشورهای درحال پیشرفت است. از مزایای دیگر دسترسی به اینترنت اینست که مشتریان وفروشندگان شرکتها هم افزایش پیدا می کند ، زیرا استفاده از اینترنت ، درمیان شرکتهائی که درکشورهای پیشرفته وجود دارند ، همگانی است وامکان دارد شرکتهائی که درکشورهای درحال پیشرفت هستند تجارت را به صورت اقتصاد پیشرفته انجام دهند که مزایای بیشتری نسبت به استفاده از اینترنت داشته باشد. دسترسی به اینترنت ممکن است برای دادوستدهائی که با صادرات همراه است خصوصا" آنهائی که به کشورهای پیشرفته ارسال می شود ، بالاتر باشد.به طور خلاصه ، اگرچه صادرات ازکشورهای درحال پیشرفت با بهره گیری از اینترنت بستگی دارد واین تنها برای صادرات به کشورهای پیشرفته صحیح باشد که این ارتباطات کاملا" معقول است . دسترسی به اینترنت درمیان دادوستدهای کشورهای پیشرفته درهمه جا موجود است وتفاوتهای کوچکی درنفوذ اینترنت درمقطع کشور وجود دارد که احتمالا" انعکاس کننده تفاوتهائی دردسترسی ازطریق اشخاص ویا خانواده ها ونه تجارت ، می باشد.تحقیقات نشان می دهد دسترسی به اینترنت حتی درمقطع تجارت درکشورهای درحال پیشرفت کمتر رایج است ودرمقطع شخصی به طورفزاینده ای با استفاده از اینترنت درمقطع دادوستد درکشورهای درحال پیشرفت بستگی وارتباط دارد.

.                              

 


نظریه برتری نسبی چیست؟

 

اقتصاد امروز

تئوری برتری نسبی ، مبتنی بر این اصل است كه هركشور باید به تولید آن كالاهائی مبادرت ورزد كه درتولید آن ازبرتری برخوردار است، زیرا كالاهارا به بهای ارزانتری نسبت به سایر كشورها عرضه می كند.

نظریه برتری نسبی كه توسط ((ریكاردو)) اقتصاد دان مشهور انگلیسی ، بیان گردید ، سالهاست كه دیدگاه نظری حاكم بر تجارت بین المللی را شامل می گردد.

به نظر بسیاری از اقتصاد دانان ، منطقه آزاد ابزاری است كه كشورهای درحال توسعه می توانند با بكارگیری نیروی انسانی ارزان ونیز مواد اولیه وكالاهای واسطه وترویج تجارت آزاد درچنین مناطقی ، ازاصل برتری نسبی بهره مند شوند و روند توسعه اقتصادی خویش را سرعت بخشند.

در دنیای اقتصادی امروز تغییرات وتحولات تكنولوژی به اندازه ای سریع وچشمگیر است كه هیچ كشوری به تنهائی قادر به تولید همه چیز برای همه نیست وتوسعه بدون همیاری وبهره گیری ودادوستدبا دیگران اتفاق نخواهد افتاد . اقتصاد دانان كلاسیك ونئوكلاسیك ، بالارفتن رقابت ، نوآوری ، بالابردن كیفیت كالا وتحرك اقتصادی دركشورهای درحال توسعه را تا حد زیادی ناشی از تجارت خارجی وروابط اقتصادی این كشورها می دانند.

ازآنجا كه یكی از راههای بسط تجارت خارجی ، بكارگیری ابزار منطقه آزاد است ، لذا بسیاری از اقتصاد دانان ، استفاده ازاین ابزار را مفید تلقی می كنند ، بویژه آنكه بكارگیری این ابزار می تواند عاملی جهت جلوگیری ازشوكهای ناشی از مراحل انتقالی اقتصاد باشد وسیاستهای داخلی را تا حدزیادی با تحولات اقتصاد جهانی هماهنگ ساخته وكارائی اقتصادی را افزایش دهد.

 

سیاستهای مالی وپولی جهت دستیابی به تعادل داخلی وخارجی

 

نظرات اقتصادی

سیاستهای مالی وپولی به عنوان دوابزار مستقل جهت ایجاد ترازداخلی وخارجی مورد استفاده قرار می گیرد.ازسیاست مالی برای رسیدن به تراز داخلی وازسیاستهای پولی جهت دستیابی به تراز خارجی ، جهت تعادل همزمان خارجی وداخلی استفاده می شود.

برای رفع ركود یا تورم می توان ازسیاستهای مالی وپولی استفاده نمود؛ زیرا سباستهای پولی باتغییر درنرخ بهره موجبات جابه جائی سرمایه های بین المللی كوتاه مدت را فراهم می آورند. حال هرچه جابجائی سرمایه نسبت به تغییرات نرخ بهره حساسترباشد تاثیر سیاستهای پولی درازبین بردن عدم تعادل خارجی بیشتر از تاثیر آن ، برتامین تعادل داخلی می شود. حال اگر سرمایه های بین المللی درقبال تغییرات نرخ بهره هیچ واكنشی نشان ندهند، دراین صورت سیاستهای پولی مانند سیاستهای مالی فقط می توانند ازطریق تغییر دردرآمد ملی، برترازپرداختها موثرواقع شوند.

بنابراین شرط استفاده ازسیاستهای پولی ومالی به عنوان دوابزار سیاستگذاری مستقل ، این است كه سرمایه های بین المللی كوتاه مدت نسبت به نرخ بهره حساسیت نشان دهند؛ درغیر اینصورت ما با دوهذف یعنی تعادل داخلی وخارجی ویك ابزار سیاستگذاری مواجه خواهیم بود.

حال اگر فرضا" دراقتصاد ، ركودداخلی همراه با كسری ترازپرداختها داشته باشیم می توان ازسیاستهای مالی وپولی به عنوان دوابزار مستقل سیاستگذاری جهت دستیابی به تعادل داخلی وخارجی استفاده نمود، به طوری كه برای برطرف كردن ركود داخلی ازسیاستهای مالی انبساطی وبرای رفع كسری تراز پرداختها ازسیاستهای پولی انقباضی استقاده می شود.

همچنین اگر ركود داخلی همراه با مازاد ترازپرداختها داشته باشیم ازسیاستهای مالی وپولی انبساطی استفاده می شود.

حالت دیگر كه متصوراست، تورم داخلی همراه با كسری درترازپرداختها می باشد كه برای رسیدن به تعادل خارجی ازسیاست پولی انقباضی كه باعث افزایش نرخ بهره وافزایش ورود سرمایه بین المللی كوتاه مدت یا كاهش خروج سرمایه های كوتاه مدت می شوداستفاده می كنیم.درعین حال برای رسیدن به تعادل داخلی ومهارتورم ، ازسیاستهای مالی انقباضی استفاده می گردد.

این سیاست تعدیل ، همانطوری كه بیان شد برای رسیدن به تعادل خارجی ، درصورتی موثر است كه سرمایه گذاریهای بین المللی كوتاه مدت نسبت به تغییرات نرخ بهره ، حساسیت لازم را داشته باشد، ازطرف دیگر افزایش نرخ بهره كوتاه مدت برای تشویق ورود سرمایه به داخل كشور یا كاهش خروج سرمایه از كشور موجب افزایش نرخ بهره بلند مدت می شود كه این نیز به نوبه خود موجب كاهش سرمایه گذاریهای بلند مدت داخلی وتقلیل رشد اقتصادی خواهد شد.

سیاست كاهش ارزش پول داخلی

نگاهی عمیق به اقتصاد

سیاست تبدیل هزینه یا سیاست كاهش ارزش پول داخلی چیست؟

این سیاست جهت رسیدن به تعادل خارجی توصیه می گردد. سیاست تبدیل هزینه ، كاهش ارزش پول رایج داخلی درمقابل پول خارجی وتقویت پول رایج كشور را شامل می شود.

سیاستهای تضعیف پولی وتقویت پولی را ازاین جهت سیاستهای تبدیل هزینه می گویند ، كه باعث می شوند هزینه ها ازسوی كالاها وخدمات خارجی به سمت كالاها وخدمات داخلی ویا بالعكس تغییر جهت دهند.

زمانی كه تضعیف پولی انجام می شوند ، هزینه ها ازسوی كالاها وخدمات خارجی به سمت كالاها وخدمات داخلی تغییر جهت می دهند وبرعكس زمانی كه تقویت پولی انجام می شود هزینه ها ازسوی كالا وخدمات داخلی به سمت كالاها وخدمات خارجی سوق پیدا می كنند؛ بعبارت دیگر ، با تضعیف پول رایج داخلی (یعنی تقویت ارزش پول خارجی) واردات كشور برحسب پول رایج داخلی ، كه تضعیف شده است ، گران خواهد شد وصادرات كشوری كه تضعیف پولی انجام داده ، برای خارجیان ارزان می شود.

بنابراین با تضعیف پول رایج كشور ، صادرات افزایش و واردات كاهش می یابد ودرنهایت كسری تراز پرداختها اصلاح می گردد.

دراینصورت ، سیاست تضعیف ارزش پول رایج كشور و تقویت ارزش پول رایج كشور به عنوان ابزاری جهت رفع كسری ومازاد ترازپرداختها توسط مقامات رسمی كشوری كه دارای سیستم نرخ ارز ثابت می باشد ، مورد استفاده قرار می گیرد.

لازم به بیان است كه زمانی تضعیف پولی به اصلاح كسری ترازپرداختها وتقویت پول رایج ملی به رفع مازاد ترازپرداختها كمك می كند كه بازار ارز خارجی با ثبات باشد، درغیر اینصورت برای اصلاح كسری تراز پرداختها ، تقویت ارزش پول ملی ونه تضعیف آن ضرورت پیدا می كند وبرای اصلاح مازاد ترازپرداختها ، تضعیف پول رایج داخلی ضرورت می یابد.

 

عوامل موثر در پیشبرد فروش

درشرایط بازرگانی كنونی ، بازاریابی به مجموعه یا طیف بزرگی ازفعالیتهای بازرگانی اطلاق می شود كه اعم از قرارگرفتن درماقبل یا مابعد عملیات خرید وفروش است تا بتواند امركالارسانی را ازمنابع تولید به مقاصد مصرف مانند: سازمانهای خرید ، واحدهای تولیدی یا مصرف كننده نهائی تسریع وتسهیل نماید.

این طیف ، از تحقیقات بازاریابی شروع شده وبا پوشش دادن به فعالیتهای مختلفی مانند: یافتن منابع مواد اولیه ، واردات یا تامین مواد حمل ونقل ، بیمه ، انبارداری ، طراحی محصول ، تولید، كنترل كیفیت ، انتخاب كانالهای توزیع ، عملیات عمده فروشی ، خرده فروشی ، توزیع فیزیكی ، فروش ، وصول وجه ، ضمانت، خدمات بعدازفروش وبررسیهای منظم ، نهایتا" با اصلاح وتكمیل محصول خاتمه می یابد.

دراین طیف ، اعمال خرید یا فروش فقط به صورت یك عمل حقوقی انتقال مالكیت مطرح می شوند وفی الواقع مانند دوبرش دردونقطه مختلف این طیف ظاهر می شوند، ولی بازاریابی مفهومی به مراتب گسترده تر وجامع تر را دربرمی گیرد.

بنابراین بازاریابی برجمیع فعالیتهای دخیل در كالا یا خدمات رسانی اشراف دارد وجایگاه سازمانی آن نیز برهمین قیاس از مرتبه والاتری نسبت به خرید یا فروش برخوردار است.

امروزه دربسیاری ازشركتهای بزرگ دنیا، مسئولیت بازاریابی تولیدات با مدیرعامل یا یكی ازاعصای هیئت مدیره است ، زیرا بازاریابی تولیدات ازاهداف استراتژیك موسسه محسوب می شود.

ازجانب دیگر با توجه به غلبه نظام اقتصاد بازار بر سایر نظام های اقتصادی وبازرگانی ،‌ واین واقعیت كه تولید انبوه ، خودبه خود وبدون نیاز به هیچ گونه علامتی ، فعالیتهای لازم در مورد صادرات ، بهبود كیفیت ، بسته بندی جذابتر ومقاومتر وبالاخره روشهای جدید ارتباط با مصرف كننده ، تحقیقات وپیام رسانی را دیكته می نماید ، لذا نقش بسته بندی درپیشبر فروش از جایگاه ویژه ای برخوردار می گردد.

بدین ترتیب ، پیشبرد فروش به معنی مجموعه عملیات اطلاع رسانی ، ایجاد انگیزه ، ایجاد شهرت به نفع كالا ویاد آوری به مشتریان گذشته است ، می توان اضافه كرد كه این عملیات درقالب دوفعالیت عمده تبلیغات وروابط عمومی انجام می شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 برگرفته از: توسعه اقتصادی وبرنامه ریزی

نوشته دكتر شهنام طاهری

 

و اقتصاد بین الملل  نوشته : دكتر طهماسب محتشم دولتشاهی