خلاقیت از واژه انگلیسی
creation(خلاقیت)create.(خلق كردن).creative (خلاق).مشتق شده است.
Create: به معنی خلق كردن یا بوجود آوردن است.واین فعل در قرن چهاردهم میلادی وارد زبان انگلیسی شد.
Creation: به معنی عمل خلق كردن یا عمل ساختن است.این مصدر در قرن چهاردهم میلادی وارد زبان انگلیسی شد.

در حوزه علوم انسانی که موضوع آن انسان است واژه ها پیچیده و مبهم و شاید بتوان گفت به سختی تعریف پذیر می باشند و صاحب نظران نظرات و تعاریف مختلفی در مورد یک واژه بیان میکنند.که خلاقیت یکی از این واژه های پیچیده ، مبهم و چند بعدی است

کلمه خلاقیت معنی و مفهوم بسیار گسترده و گیج کننده دارد. خلاقیت یکی از پیچیده ترین و اسرارآمیزترین موضوعات مرتبط باعملکرد انسانها می باشد. خصوصا در مدیریت سازمانهای مدرن خلاقیت از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد. لندبرگ معتقد است که ادبیات خلاقیت بسیار گسترده و مغشوش است و حوزه های علمی مختلفی نظیر فلسفه،هنر،
ادبیات،روانشناسی،زبان شناسی،مدیریت در این زمینه دخیل بوده اند. با توجه به مطالب

بیان شده، در ذیل تعاریف متعدد از اندیشمندان در مورد خلاقیت ارائه می گردد.


 میل به ویرانی: میل به ویرانی در طبیعت انسان ریشه داشته و مخربترین شیوه فراتر رفتن از زندگی منفعل است. این میل، باعث درد و رنج می شود.
بر این اساس می توان چنین استنباط کرد که نوع بشر به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
الف- افراد منفعل: افرادی هستند که طبیعت و دیگران سرنوشت آنها رقم می زنند
ب- افراد فعال: افرادی که در تعامل فعال با طبیعت هستند. همانطوری که گفته شد این افراد خود به دو دسته خلاق و ویرانگر تقسیم می شوند.
از این دیدگاه می توان گفت سازمانها با سه دسته افراد منفعل( تکرار مکررات در فرآیند انجام کارها) افراد ویرانگر(افراد مستقل، هدفدار ولی مخرب ) و افراد خلاق ( افرادی هدفمند، مستقل ،سازنده و سالم ) مواجه می باشند. از این رو جهت زمینه سازی برای خلاقیت بایستی به این نکته ریز توجه شود که خروجی افراد ویرانگر( ایده ها ، محصولات، کارها و فعالیتها) از ملاک تازه و بدیع بودن برخوردار می باشد اما با توجه به فلسفه و ارزشهای سازمان ارزشمند نیست.
_ مازلو1962: بیان میکند از یک بازرگان آموختم که یک سازمان می تواند فعالیتهای خلاق داشته باشد. از یک ورزشکار آموختم که یک حمله موثر می تواند مانند تولید یک محصول و یا سرودن یک شعر باشد و همه این فعالیت ها بیانگر خلاقیت می باشد. خلاقیت بیشتر یک گرایش ، بیان سلامت روان و مربوط به شیوه ادراک و طرز واکنش نسبت به جهان است تا آفریده هنری . بنابراین هر کس در هر شغلی که باشد می تواند از خود خلاقیت نشان دهد.

منشا خلاقیت

یکی از مهم ترین موضوعاتی که می توان در زمینه خلاقیت مطرح نمود این است که خاستگاه و منشا خلاقیت جیست؟ بر این اساس در فصل حاضر مهمترین منابع منشا خلاقیت از دیدگاه صاحب نظران مورد بررسی قرار می گیرد.
1- اطلاعات ذهنی:
بنابر نظر افلاطون هر یک از اعضای جهان مادی دارای یک همتای انتزاعی تحت عنوان ایده یا اندیشه است که علت آن شی به حساب می آید. مثلا اندیشه انتزاعی صندلی با ماده کنش متقابل می کند تا آنچه را که ما صندلی می نامیم بوجود آورد. همه اشیاء مادی دارای چنین سر چشمه ای هستند بنابراین آنچه ما از حواسمان تجربه می کنیم یک صندلی یا درخت است نه صندلی یا درخت به معنی مطلق. همه انسانها در ذهن خود دانش کاملی از همه اندیشه هایی که جهان را می سازند در اختیار دارند بنابراین ذهن انسان تصویری از جهان است. بر این اساس تمامی دانش و افکار جدید یادآوری تجاربی است که روح ما در آسمانی که فراسوی آسمانهاست داشته است.
به پیروی از افلاطون، فلاسفه ای چون رنه دکارت و ایمانوئل کانت معتقدند که منشا ایده های تازه ذهن می باشد.
2
- اطلاعات حسی:
ارسطو یکی از شاگردان افلاطون بود که ابتدا نظرات او را دقیقا پذیرفت اما بعدها به مخالفت با آنها برخاست. بر عکس نظر افلاطون ،ارسطو بر این عقیده است که منبع افکار و اندیشه های جدید اطلاعات حسی است که از طریق حواس پنجگانه به واسطه تعامل با محیط تجربه و کسب می شوند. به پیروی از ارسطو فیلسوفانی چون هابز و برکلی معتقدند که منشا ایده های جدید اطلاعات حسی و تجربه می باشد.(هرگنهان و السون 1993)
3
- تعارض:
زیگموند فروید از دو نوع فرآیند اولیه فکر یا ناخود آگاه و فرآیند ثانویه فکر یا خودآگاه نام می برد. او معتقد است که خلاقیت از تعارض درون شخصی خصوصا فرآیندهای ناخودآگاه برانگیخته می شود.(ویزبرگ1992) فرد خلاق از تفکر نوع اولیه جهت تولید ایده های تازه استفاده کرده و فرآیند ثانویه را جهت تحقق ایده های حاصل از تفکر اولیه بکار می گیرد. درنتیجه خلاقیت باعث کاهش اظطراب ناشی از تعارض می شود. پس با این وجود از دیدگاه روانکاوان می توان نتیجه گیری کرد:
الف منبع خلاقیت ناشی از تعارض درون فرد خصوصا ضمیر ناخودآگاه است.
ب
ناخودآگاه باعث تولید ایده ها و راه حلهای بدیع و تازه شده و خودآگاه باعث عملیاتی شدن این ایده ها می شود.
ج- تولید ایده های تازه و جامه عمل پوشاندن به آنها باعث کاهش اظطراب ناشی از تعارض می شود.
4- افرادسالم و محیط سالم:

روانشناسان انسان گرا نظیر مازلو، فروم و راجرز عقیده دارند كه زمانی خلاقیت بروز می كند كه هیچ تعارضی در درون شخص وجود نداشته و محیط مناسب فراهم باشد.
5-
‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژنتیك:
از دیدگاه بعضی از جمله گیلفورد، خلاقیت استعداد طبیعی است كه در محیط مساعد بروز می نماید . اما میزان این استعداد بستگی به ویژگیهای ژنتیكی دارد.

6- معصومیت و اشتباه
:
دبونو مهمترین منابع خلاقیت را معصومیت و اشتباه می داند. منبع معصومیت برای دستیابی به خلاقیت استفاده از افرادی است كه آشنایی و تجربه لازم را با سازمان ندارند.تازگی ایده های این افراد به حدی است كه شاید نتوان آنها را از افراد شاغل در سازمان با هر مقدار تجربه به دست آورد
7
- اتفاق:
بعضی از صاحب نظران معتقدند كه منبع آثار خلاق اتفاق است. به عنوان مثال كمپل(1960) و سایمونستون(1988) با تاثیر پذیری از تئوری تصادف و نوشته های ویلیام جیمز بیان می دارند كه ایده های خلاق از منبع و فرآیند های تصادفی غیر قابل كنترل نوع داروینی انتخاب طبیعی و تصادفی ناشی می شود. پیشرفتهای پزشكی مانند كشف فلمینگ مرهون مشاهدات اتفاقی بود.
8- آگاهی از كارهای گذشته:



مدلهای فرآیند خلاقیت

فرآیند خلاقیت یکی از ابعاد خلاقیت در سازمان است و مدلهای فرآیند خلاقیت بخشی از تئوری خلاقیت می باشند
--مدل والاس:

یکی از نخستین مدلهای فرآیند خلاقیت توسط گراهام والاس ارائه شده است.این مدل دارای چهارمرحله است:
1-آمادگی:یعنی جمع آوری داده های مرتبط با مسئله
2- نهفتگی:به فعالیت ناخودآگاه روی مسئله اشاره دارد
3- اشراق:یعنی الهام از لحظه ای است که ایده یا راه حل مسئله کشف می شود
4- اثبات:به آزمون کردن ایده ناشی از مرحله اشراق اشاره دارد
 
 
مدل آمابیل:
آمابیل در سال 1983 از طریق تعیین روابط بین مراحل خلاقیت و اجزای خلاقیت مدلی کاربردی از خلاقیت ارائه نموده که در بر دارنده پنج مرحله به شرح زیر است:
1- ارائه مسئله
2- آمادگی
3- تولید ایده ها
4- اثبات
5- ارزیابی پیامد


عوامل موثر بر خلاقیت

1- رویکرد روان شناختی:.
3- رویکرد سازمانی:.
4- رویکرد سیستمی:

الف- عوامل فردی:
مهمترین متغیرهای سطح فردی موثر بر خلاقیت عبارتند از:
1- توانمندی: که متشکل از سه عنصر«هوشمندی »،«دانش» و «مهارتهای فنی»است                                                
2- ویژگیهای شخصیتی  «تصور قوی از خلاق بودن خود» «پشتکار و استقامت»،«ابهام پذیری»،«ریسک پذیری»،«استقلال»،«نیار به موفقیت»و«اعتماد به نفس» می باشد.
3
- سبک شناختی: عبارت است از روش ترجیحی فرد برای جمع آوری، پردازش و ارزیابی اطلاعات(هایز و آلینسون1998) تحقیقات انجام شده نشان می دهد که سبک شناختی تاثیر مستقیم بر روی خلاقیت دارد.(آمابیل1996و وودمن1993) به عقیده کرتن(1999)همه افراد خلاق بوده و آنها خلاقیت خود را به سبک و شیوه خاص خود نشان می دهند.بعضی خلاقیت خودرا به شوه نوآورانه و بعضی دیگر به شیوه انطباقی ارائه می کنند.خلاقیت نوآورانه وضع موجود را به روش انقلابی تغییر می دهد. خلاقیت انطباقی وضع موجود را حفظ کرده و آنرا به شیوه تکاملی بهبود می بخشد که هر دو سبک مورد نیاز سازمانها می باشند و جنبه کاربردی دارند. نتایج بیانگر این است که افراد با سبک نوآورانه تمایل بیشتری به خلاق بودن دارند تا آنهایی که دارای سبک انطباقی می باشند.(کیلر1986)
4
- هوش: یکی از پیش نیازهای خلاقیت است و پایین بودن درجه هوش فرد معمولا به پایین قرار گرفتن خلاقیت منجر می شود. اما هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن فرد نمی کند.(کرتنبرگ1972) در نتیجه محققین خلاقیت متوجه شده اند که خلاقیت سطح بالا و هم خلاقیت سطح پایین ، هر دو در افراد دارای هوش متوسط به بالا دیده می شود.(آمابیل1998) از مجموع تحقیقات گسترده در زمینه رابطه هوش و خلاقیت می توان نتیجه گیری کرد که هوش زیاد لزوما به خلاقیت منجر نشده ، اما کم هوشی می تواند مانع خلاقیت شود.
5
- چالش پذیری: شاید بتوان گفت یکی از موثرترین کارها برای تحریک خلاقیت، برقراری تناسب بین توانمندی و چالش کاری است. مدیران می توانند افراد را به مشاغلی انتصاب کنند که با هوشمندی ، دانش و مهارتهای آنها همخوانی داشته باشد.در نتیجه یکی از مرسوم ترین روشها برای سرکوب خلاقیت ناهماهنگی افراد با مشاغلشان می باشد.بدین صورت که بین فرد و شغلش پیوندی مصنوعی برقرار می شود.(آمابیل1998)
ب عوامل محیطی (گروهی و سازمانی):

1- عوامل گروهی: انسان ذاتا موجودی اجتماعی است. تمایل افرادبه معاشرت با یکدیگرهدفی فی ذاته دارد
2- عوامل سازمانی: مطالعات و تحقیقات انجام شده در محیط سازمانها بیانگر این است که خلاقیت متاثر از متغبر های سطح سازمان می باشد.بر این اساس جنبه های سازمانی که تاثیر برجسته ای روی خلاقیت دارند عبارتند ار: سبک رهبری،ساختار سازمانی،سیستم پاداش،جو سازمانی و منابع.
 سبک
n رهبری: یکی از جنبه های سازمانی تاثیرگذار بر خلاقیت سبک رهبری است که می تواند خلاقیت را در یک زمینه سازمانی تحریک نماید. اگر سبک رهبری با انتظارات کارکنان تناسب نداشته باشد و افراد کار خود را فقط به دلیل مقامی که رهبر دارد، انجام دهند در این صورت می توان گفت رهبر موفق بوده ولی اثر بخش نیست.

نتایج و پیشنهادات

همانطوری که پژوهشها نشان می دهند، عوامل فردی بطور مستقیم و عوامل گروهی و سازمانی بطور غیر مستقیم موثر بر خلاقیت می باشند. در نتیجه با توجه به مطالب بیان شده، بایستی سازمانها جهت بروز و ارتقای خلاقیت شرایط و زمینه های زیر را فراهم نمایند:


شرایط سازمانی:
1- ساختار سازمانی ارگانیک: یعنی دادن آزادی کافی به افراد در اتخاذ و اجرای تصمیمات مرتبط با کارشان تا بتوانند استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت برسانند ، داشتن شرح وظایف کلی و منعطف ، داشتن وظایف متنوع و غیر تکراری، قدرت مبتنی بر خبرگی و شایستگی فردی ، وجود حداقل قوانین و مقررات در محل کار.
2- جو سازمانی
3- سیستم پاداش
4- سبک رهبری
شرایط گروهی:
1- سیستم ارتباطات گروه:.
2-انسجام گروه:
3- تنوع گروه.


خود را مجبور به پیشرفت کنید
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟
پول زیاد
به محض اینکه شما به اهدافتان می رسید مثلاً «یافتن یک همراه فوق العاده خوب ، تأسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر»
ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید ، لذا سست می شوید.
شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می دهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.
این مسئله را رون هوبارد در اوایل سال های
۱۹۵۰دریافت:

" بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند "
منافع و مزیتهای رقابت
شما هر چه با هوش تر، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید. اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالش ها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.

چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه می دارند؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.
کوسه جندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند.


توصیه :
- به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
- از بازی لذت ببرید.

- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .
- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید .
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید.
 

توزیع ناعادلانه درآمد و ثروت: توزیع نا متناسب ، غیر بهینه و ناعادلانه درآمد به همراه زیاد شدن شكاف اجتماعی و اختلاف شدید طبقاتی یكی از علت های عمده پدید آورنده فقر و محرومیت بوده است. این عارضه به همراه خود زمینه های توزیع غیر بهینه و غیرعلمی مصارف در بخش های مختلف اقتصادی و گروه های درآمدی را نیز به همراه داشته است. شاخص ها و محاسبات نشان می دهند كه بر خلاف برخی آمارها و اظهار نظرهای رسمی مبنی بر كنترل و یا كاهش نابرابری و فقر، فقر نسبی و مطلق در كشور همچنان افزایش یافته است. توزیع درآمد و ثروت در ایران دارای چنان ساختاری است كه مانع انتقال منابع به تولید و فعالیت های اشتغالزا و نیز به خدمات بیمه ای و حمایتی می شود. توزیع ناعادلانه نه تنها به گسترش فقر و شكاف اجتماعی منجر شده بلكه از آن راه به افزایش انواع آسیب های اجتماعی انجامیده است كه حاصل آن نیز فشار هزینه بر جامعه ، فقر بیشتر و بهره وری كمتر است.

 

 اشتغال و بیكاری: میزان جمعیت بیكار در ایران ، بنا به آمارهای رسمی كشور از 45/1 میلیون نفر در سال 1375 به 4/3 میلیون نفر در پایان سال 1381، یعنی به 4/2 برابر، رسیده است.بدون شك روند بیكاری كه با كم رشدی و توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد در كشور همراه است ، موجب افزایش فقر و محرومیت گسترده شده و بخش اعظم بیكاران را در میان افرادی با درآمدهای پائین و نهایتا قدرت خرید اندك جای داده است.

 

 بهره وری پائین: پائین بودن بهره وری كه برخلاف منابع مالی قابل ملاحظه ، سالهاست در اقتصاد ایران وجود دارد، به عنوان عاملی مهم و تاثیر گذار برای قدرت خرید افراد و نهایتا سهم مصرفی،  شناسایی شده است. پائین بودن بهره وری در فعالیت های مولد و خدماتی مناسب موجب فرار سرمایه و گریز منابع تولیدی می شود و از تقاضا برای نیروی كار نیز می كاهد. این كاهش همچنین موجب فقر صاحبان خدمات و فعالیت های تولید شخصی و خویش فرمایان كم توان اقتصادی(مانند كشاورزان) می گردد.پائین بودن بهره وری به دلیل ساختار نامناسب توزیع درآمد و كم توسعگی ، هم عامل فرار سرمایه به فعالیت های نامولد و هم نتیجه آن است.

 

 كم توسعگی و رشد كم: متوسط نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی در ایران طی 25 سال گذشته ، در مقایسه با جمعیت و امكانات بالقوه كشور، بطور پیوسته پائین، ناكافی و در بسیاری از موارد اندك و در سطح پائین بوده است. پدیده كم رشدی و توسعه نیافتگی ماندگار ، طبعا مانع فراهم آمدن امكانات عملی و واقعی برای افزایش درآمد، اشتغال و انتقال منابع به سمت محرومیت ها شده است. بطور كلی فقدان انگیزش تولید در اقتصاد ایران موجب گردیده كه چرخه فقر ، یعنی كمبود مصرف ، كمبود پس انداز ، كمبود سرمایه گذاری و نارسایی تولید پدید آید و نهایتا فقر شكل گیرد. در ایران حتی در دوره های رشد ، به خاطر كم توسعگی عمومی، نابرابری در هزینه های مصرفی و فقر ریشه كن نشده است.

 

 تورم و نوسانات قیمت ها: سطح عمومی قیمت ها و نرخ تورم در طول سه برنامه توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی كشور بطور متوسط ، سالانه در حدود 20 درصد و همیشه بالاتر از هدف های برنامه بوده است. از طرف دیگر هر اقدامی برای مهار جدی تورم به افزایش بیكاری و از آن رو افزایش فقر منجر شده است. تورم در ایران عامل اصلی سودبری لایه های بالایی اقتصاد و بنابراین عامل فقر زایی و محرومیت و تبعیض است. تورم در ایران تاكنون بیشترین فشار را بر ساختار زندگی دستمزد بگیران و حقوق بگیران ثابت و حتی خویش فرمایان و كشاورزان كم بضاعت وارد آورده است. آثار تورم ، فرصت افزایش بهره وری و رشد فن آوری و تكنولوژی های برتر و ابتكارهای خصوصی را نیز سلب كرده است كه این مسائل خود بر روند تولیدات موثر می باشند.

 

پیامد:

مجموعه افراد جامعه در هر بازار ، برای انواع مختلف كالاها و خدمات تقاضا خواهند داشت و مجموع تقاضای آنها در هر بازار عامل عمده ای در تعیین سطح قیمت ها و مقدار تولید آن كالاها خواهد بود.خانوارها در مواجهه با كاهش و افزایش سطح تولیدات، سیاست های سوبسیدی و مالیاتی دولت عكس العمل نشان داده و جمع عكس العمل آن ها عامل اساسی تغییرات در وضعیت اقتصادی جامعه محسوب می گردد.

   در نظام تخصیص نهاده ها برای بازار كالا و خدمات طبق اصول اولیه اقتصاد واضح و آشكار است كه منابع تولیدی عمدتا به سمت تولید كالاهایی پیش خواهند رفت كه دارای مشتری تقاضا كننده با قدرت خرید در بازار بوده و این مشتریان در بازار قادر به پرداخت قیمت آن كالای تولید شده در حد مورد انتظار تولید كننده باشند.بنابراین مادامیكه نظام توزیع درآمد در جامعه ناعادلانه باشد همچنان كه اشاره گردید توزیع هزینه های مصرفی نیز نامتناسب خواهد بود. بنابراین درصد كمی از افراد كه صاحب سهم بیشتری ازدرآمد می باشند تقاضا كننده تولید كالاهایی می شوند كه برآورده كننده نیازشان باشد كه در نهایت پیامد این قضیه هم تخصیص نامتناسب ، غیر بهینه و ناكارای منابع و عوامل تولید جامعه به سمت تولیدات این كالاها خواهد بود. به عبارتی دیگر یك تغییر جهتی در تولید كالاهای ضروری و مورد نیاز جامعه از تولید كالاهای مورد نیاز اكثریت به سمت كالاهای مورد تقاضای عده ای خاص ایجاد می گردد.

   مثال های عینی این پدیده در جامعه فعلی به وفور یافت می شود. به نحوی كه تولیدات پنیر پیتزا در مقابل تولیدات اولیه و ضروری جهت سبد خانوار متوسط جامعه همانند فرآورده های اولیه لبنی قابل مقایسه نیست و یا اینكه با آنكه در سطح جامعه محدودیت در عرضه قند و شكر داریم لیكن انواع مختلف شیرینی جات در بازار به فراوانی یافت می شود. این نشان دهنده تخصیص نامناسب منابع و امكانات جامعه می باشد كه سمت و سو دهی نامناسب مواد اولیه و امكانات تولید را باعث شده است. 

 بنابر آنچه گذشت می توان عمده ترین پیامد چنین اتفاقی در جامعه را همان تخصیص غیر عادلانه منابع تولیدی در سطوح گسترده تولید، عنوان نمود . به این نحو كه در حقیقت در این مورد یكی از چالش های اقتصادی در زمینه شكست بازار رخ داده است یعنی اینكه با آن كه نیازمندانی در سطح جامعه وجود دارند لیكن چون دارای قدرت خرید كافی نمی باشند از تامین نیازهای اولیه خود بدلیل ناتوانی در پرداخت، عاجزند و از طرف دیگر منابع موجود در جامعه بیشتر به سمت تولیدات غیر ضروری كه تقاضا كننده با قدرت خرید در بازار دارند ، حركت می كنند. بنابراین متاسفانه این چالش موجود در اقتصاد ایران هم موجبات تخصیص غیر بهینه و ناعادلانه منابع تولیدی جامعه و هم موجبات توزیع ناعادلانه درآمد و نهایتا مصرف را فراهم می آورد كه پیامد واقعی این قضیه فقر بیشتر جامعه می باشد.

   نكته ای كه در اینجا ذكر آن ضروری به نظر می رسد اینست كه با توجه به تقاضای به وجود آمده در بازار برای كالا حركت منابع به آن سمت كاملا یك حركت بهینه اقتصادی است اما باید از زاویه دیگری به این پدیده نگاه كرد كه همانا وضعیت رفاهی جامعه در این پدیده به چه سمتی تغییر جهت می دهد یا اینكه منابع اقتصادی جامعه تا چه حدی در جهت رفاه كلی جامعه قرارگرفته است.

 

برخی موانع و مشكلات:

   در كشور همه ساله با هدف بهبود توزیع درآمد ، منابع قابل ملاحظه ای تحت عنوان كمك به اقشار و یا مناطق محروم صرف شده است. لیكن میزان كارایی این هزینه ها  برای دستیابی به اهداف مورد نظر مورد بررسی و مطالعه اساسی قرار نگرفته است. با توجه به اینكه حجم عظیمی از منابع عمومی به صورت یارانه های آشكار و پنهان و بودجه های سازمان ها و تشكیلات امدادی به جامعه تزریق شده است اما شاهد آن هستیم كه ساكنان مناطق خاصی از كشور هنوز از مشكل فقر و تنگنای معیشت رنج می برند. ابتدایی ترین خواسته در این موارد همانا پیشنهاد كمك بیشتر دولت در این مواقع است ، لیكن بایستی متذكر گردید كه این امر در شرایط فعلی كه با كمبود و تنگنای منابع مالی مواجه هستیم از مشكلات فزاینده ای برخوردار خواهد بود چرا كه افزایش هزینه های یارانه ای تحت عنوان نظام های موجود اداری و درجه كارایی آن ها الزاما هزینه های مربوط به سرمایه گذاری و هزینه های جاری را كاهش داده و ارائه خدمات دولتی را با مشكل روبرو می كند.برخی دیگر از این مشكلات عبارتند از:

توزیع نابرابر درآمدها در كشور بطوریكه سهم دهك بالایی(ثروتمند ترین) از كل درآمدها 30 درصد و سهم دهك پائین (فقیر ترین) تنها 5/1 درصد است.

 نا عادلانه بودن میزان بهره مندی اقشار آسیب پذیر و محروم جامعه از یارانه ها در مقایسه با اقشار مرفه جامعه.

عدم جامعیت در ارایه خدمات امور تامین اجتماعی هنوز در كشور برغم وجود دستگاههای متعدد حمایتی وجود دارد.

فقدان یك نظام مالیاتی مناسب و كارا در جهت بهبود توزیع درآمدها